جمال الدين محمد الخوانساري
496
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
واهتمام داشت در اجتناب از آن . 6725 قلّما تدوم مودّة الملوك والخّوان « 1 » . كم است كه پاينده بماند دوستى پادشاهان وخيانت كننده . « پاينده نماندن دوستى پادشاهان » ظاهرست ، چه اندك أمر ناملايمى كه از كسى صادر شود عمدا يا سهوا در نظر ايشان بسيار عظيم نمايد وباعث زوال دوستى ايشان گردد ، و « پاينده نماندن دوستى خيانت كننده » باعتبار اينست كه كسى كه خيانت كننده باشد ودر أموال خيانت كند پس در حقوق دوستى بطريق أولى خيانت كند پس از براي اندك جلب نفعي يا دفع ضررى دوستى أو زايل شود بلكه بدشمنى مبدّل گردد ، وديگر اين كه با هر كه خيانت كند از أو خايف گردد وترسد كه مبادا أو بر آن مطلع گردد پس خواهان دفع آن گردد چه جاى اين كه أو را دوست دارد . 6726 قلّما يصيب رأى العجول . كم است كه درست باشد رأى شتاب كننده ، مراد تحريص بر فكر وتأمّل است در كارها واين كه بىفكر شتاب در آنها نبايد كرد ، زيرا كه كم است كه رأى شتاب كننده درست باشد . 6727 قلّما تدوم خلّة الملول . كم است كه پاينده ماند دوستى ملول ، يعنى كسى كه ملول وآزرده شود از كسى ، پس آدمي بايد كه دوستى كسى را كه خواهد أو را ملول وآزرده نكند زيرا كه كم است كه با وجود آن دوستى أو بماند ، ودر بعضي نسخهها « الملوك » بكاف است نه بلام وبنا بر اين ترجمه اين است كه : كم است كه پاينده ماند دوستى پادشاهان
--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بفتح خاء ضبط كرده ودر ترجمه نيز مفرد معنى كرده است ومىتواند بود كه بضمّ خاء خوانده شود وجمع باشد ومخصوصا اين كه رديف كلمهء « الملوك » واقع شده مؤيد اين وجه است .